تبليغاتX
وبلاگ آق مشال +18

وبلاگ آق مشال +18

علف زیر پاتیم فقط خر نشی ما رو بخوری - جک +18

پیامک های قروقاطی

اس ام اس یه آقا پسر به باباش :

بابا قربون دستت ماشین بذار خونه با عروس آیندت می خوام برم بیرون.

 بابا راستی مامان میگه نون سنگگ یادت نره


از بنده خدا می پرسن  نخست وزیر به انگلیسی چی میشه ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
 میگه : First And Under !!!


پندی از یك داغ دیده: هرگز به علامت آبی و قرمز روی شیر توالت اعتماد نكن

mard amad0 dardi be dele alam sh0d az ruze azal ghesmate zanha gham sh0d,dar daftare khaterate havva khandam:janam be labam resid ta adam sh0d!


قلب تو حتی اگه از سنگم كه باشه،واسه من مشكلی نیست!!!

آخه من هنوزم كه هنوزه بت پرستم!!!


کاش میشد هیچ کس تنها نبود . کاش میشد دیدنت رویا نبود . گفته بودی با تو می مانم ولی... رفتی و گفتی که اینجا جا نبود . سالیان سال تنها مانده ام شاید این رفتن سزای من نبود . من دعا کردم برای بازگشت دست های تو ولی بالا نبود .باز هم گفتی که فردا میرسی .کاش روز دیدنت فردا نبود


اگه مردونگی مرده اگه رفاقت ها رنگ باخته اگه عشق دیگه معنا نداره، اگه دنیا پر از نامردیه اگه آرامش نیست، خوب به تو چه تو اس smsت رو بخون


سرایه گلفروشان گرچه گل بسیار هست چون تو گل پیدا نمودن دشوار است.


راه واسه آدم شدن:
.
.
.
.
.
اعتماد به نفست منو کشته یعنی هنوز امیدواری آدم بشی که دنبال راه حلاش هم میگردی؟؟؟!!!!!!!!!!


وفای شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستری در دامن پروانه میریزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد


جاروبرقی با اینکه میدونه زباله راه گلوشو میگیره اما بازم اونو هورتش میکشه

.

.

.

.

.
جارو برقیتیم آشغال !


Life gives answer in 3 ways... It says Yes & gives u what u want, it says no and gives u something better, it says wait and gives u the Best


Treat everyone with politeness,Even those who are rude to U.....Not because they are not nice,But bcoz u are nice

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:13  توسط ماشال  | 

محکمه الهی !! ( خوب همش که نمیشه جک و اس ام اس بزارم !!!)

يه شب كه من حسابي خسته بودم


همينجوري چشـــــــــامو بسته بودم


سياهي چشام يه لحــظه سر خورد


يه دفعه مثل مرده هـــــــا خوابم برد

تــو خواب ديدم محشر كــبري شده

محكـمــة الهــــي بــر پــــا شـــده

خـــدا نشستـه مــردم از مــرد و زن

رديف رديف مقــابلش واستــــــــادن

چرتكه گذاشتــه و حساب مي كنـه

به بنده هاش عتاب خطاب مي كنـه

ميگه چـرا اين همــه لج مي كنيـد

راهتــونو بـي خـودي كج مـي كنيـد

آيــــــــه فرستـادم كــه آدم بشيـــد

بــا دلخوشـي كنــار هـم جـم بشيد

دلاي غــم گرفتــه رو شــ­­ــاد كنيــد

بـا فكــرتـون دنيــــا رو آبــــــاد كنيـد

عقــل دادم بـريـــد تــدبـّــــر كـنيــد

نـه اينكه جاي عقلو كـــــاه پر كنيـد

مــن بهتون چقد مــــاشالاّ گفتــم

نيـــــــافريـده بــاريكــــــلاّ گفتـــم

من كه هـواتونو هميشـه داشتـــم

حتي يه لحظه گشنه تون نذاشتـم

امــــا شمـا بازي نكـــرده باختيـــد

نشستيد و خـداي جعلي ساختيـد

هر كـدوم از شما خودش خدا شد

از مــــا و آيــه هاي مـا جـدا شـــد

يه جو زمين و اين همه شلوغــي؟

اين همه ديــن و مذهب دروغــي؟

حقيقتـاً شماهـــا خيـلي پستـيـن

خر نبـاشيـن گــاوو نمـي پرستين

از تـوي جـم يكي بـُلن شد ايستاد

بُـلن بـُلن هــي صلـ ــوات فرستـاد

از اون قيافه هاي پـشـم و پـيـلـي

ازاون اعُجوبـه هاي چـرب و چـيـلي

گف چرا هيشكي روسري سرش نيست

پس چرا هيشكي پيش همسرش نيست

چــرا زنـا ايـــن جـــوري بد لبــاسن

مــرداي غيـــــرتــي كجــا پلاسـن؟

خــدا بهش گف بتمـرگ حرف نــزن

اينجا كـــه فرقي نـدارن مــــرد و زن

يــارو كِنِف شــد ولــي از رو نــرفت

حرف خــدا از گـوش اون تو نـرفـت

چشاش مـي چرخه نمي دونم چشه

آهان مي خواد يواشكي جــيم بشــه

ديد يـــه كمي سرش شلوغـــه خـدا

يواش يواش شـد از جماعت جــــــدا

بــا شكمـي شبيـــه بشكـــــة نفت

يهو ســرش رو پايين انـداخت و رفت

قــراولا چـــن تــــــا بهش ايس دادن

يــارو وا نستاد تـــا جلوش واستـادن

فوري در آورد واسه شون چك كشيد

گف ببريد وصــول كنيـد خوش بشيـد

دلــــم بـــــراي حــوريـا لـــــــك زده

ديـر بــرســم يكــي ديگــه تـك زده

اگــــر نرم حوريــــه دلگير ميشــــه

تو رو خــــدا بذار برم دير ميشـــــه

قراول حضــرت حــق دمش گــــرم

بـا رشـوه ي خيلي كلـون نشد نـرم

گــوشاي يــارو رو گرف تو دستـش

كشون كشون بردويه جايـي بستش

رشوه ي حاجـي رو ضميمــه كــردن

تـوي جهنـم اونـــــــو بيمــه كـــردن

حاجيــه داش بـُلن بُـلن غر مـــي زد

داش روي اعصـابـــــا تلنگر مــــي زد

خدا بهش گف ديگه بس كـن حاجـي

يه خورده هم حبس نفس كن حاجي

ايـن همـــــــــه آدم رو معــطّل نكـن

بگيـر بشين اين قــــده كل كل نكــن

يـــه عا لــــمه نامــه داريـم نخــونده

تــــــازه ، هنوز كُرات ديگــــه مـونده

نامــه ي تـو پر از كـــاراي زشتـــــه

كي به تو گفتـه جات توي بهشتــــه ؟

بهش جـــــاي آدمـــــاي بـاحالـــــه

ولت كنـــــم بري بهش ؟ محالـــــه

يادتـــــه كـه چقد ريا مي كـــــردي

بنده هــاي مـارو سيـا مـــي كردي

تا يـــه نفر دور و بـرت مـي ديــدي

چقد ولا الضّــــا لّينـومـي كشيـدي

اين همه كه روضه ونوحـه خونـدي

يه لقمه نون دست كسي رسونـدي؟

خيال مي كردي ما حواسمــون نيس

نظم نظام هستي كشكي كشكي س؟

هر كـــــاري كـردي بچــه هـا نوشتن

مي خواي برو خـودت ببين تـــو زونكن

خلاصـــه ، وقتي يـارو فهميد اينـــه

بـــــازم دُرُس نمـي تونس بشينــــه

كاسه ي صبرش يه دفـه سر مي رف

تـــا فرصـتي گير مي آورد در مي رف

قيـامتـه اينجـــا عجـب جـــــــــاييــه

جــون شمــــا خيلـي تمـاشـــاييــه

از يــــه طرف كلــي كشيش آوردن

كشون كشون همــه رو پيش آوردن

گفتـم اينـــــارو كه قطــــــــار كردن

بيچـــــاره ها مگـــه چيكــار كــردن؟

مــــــــــأ موره گف ميگم بهت مــن الان

مفسد في الارض كــه ميگن همين هان

گفت: اينـــــا بهش فروشي كـردن

بـــي پـدرا خــــــدارو جوشي كــردن

بنـــــام دين حسابي خــوردن اينها

كـــفر خـــــــدارو در آوردن اينهــــا

بد جــوري ژانداركو اينـــا چزونـدن

زنــده تـوي آتيش اونـــو سوزوندن

روي زمين خـــدايي پيشــه كــردن

خون گاليلـــه رو تو شيشــه كــردن

اگــــه بهش بگي كُلاتــو صاف كن

بهت ميگـــه بشين و اعتـراف كــن

هميشـــه در حــال نظاره بــــودن

شما بگـــــو اينا چي كــــاره بـودن؟

خيام اومد يه بطري ام تــو دستش

رفت و يه گوشــه يي گرف نشستش

حــــاجي بُـلن شد با صـداي محكم

گف : ايـن آقـــا بـايد بــره جهنـــم

خدا بهش گف تـــو دخـا لت نكــن

بــــه اهـل معرفت جسارت نكـــن

بگــــو چرا بـــه خون اين هلاكـــي

اين كـــه نه مدعي داره نـــه شاكـي

نــه گـرد و خاك كــرده و نـه هياهـو

نــــه عربده كشيده و نـــه چاقــــو

نـــه مال اين نــــه مال اونـو برده

فقط عـــرق خــــريده رفتـــه خورده

آدم خوبيـه هـــــــواشو داشتــــم

اينجا خــــودم براش شراب گذاشتـم

يهــــو شنيــــدم ايس خبردار دادن

نشستـه ها بُــلن شـدن واستـــادن


حضرت اسرافيل از اونــــور اومد

رف روي چـــار پايــه و چــن تا صـــور زد

ديــــدم دارن تخت روون ميــــارن

فرشتـــه هــــا رو دوششــون ميـــارن

مونده بودم كــه اين كيـــه خدايــــــــا

تـــو محشـر اين كــارا چيـــــه خدايـــا

فِك مي كنيد داخل اون تخ كي بــــــــود

الان ميگم ،يـه لحظه ، اسمش چي بـود؟

اون كه تو دنيــــــــا مثل توپ صدا كـرد

همون كــــه اين لامپــارو اختـرا كــــرد

همونكه كاراش عالي بــود اون ديگه

بگيد بــابــا ، تومــــاس اديسون ديگـه

خــدا بهش گف ديگـــه پايين نيـــــــا

يـــــه راس بـــــرو بهش پيش انبيـــا

وقت و تلف نكن تــوماس زود بـــــــرو

بــه هـر وسيلــه اي اگـــــر بود بــــرو

از روي پل نري يــــه وخ مـي افتــي

مـيگــم هــــوايي ببرنـــد و مفتــــي

باز حاجــي ساكت نتونس بشينــــه

گفت كـــه : مفهــــوم عدالت اينـــه؟

آخه اديسون كــه مسلمون نبــــــود

ايـن بـابـا اهل ديــن و ايمــــون نبــود

نــه روضه رفته بود نــه پـــــــــــاي منبر

نــه شمـر مي دونس چيـه نـه خـنجــر

يــه ركعت ام نماز شب نخــونــــــــــده

با سيم ميماش شب روبه صُب رسونده

حرفــاي يارو كــه بـــه اينجــــــا رسيد

خـــدا يه آهـــي از تــــــه دل كشيـــد

حضرت حق خــودش رو جابجـــــــا كرد

يــــــه كم به اين حاجي نيگا نيگا كـرد

از اون نگـاههـاي عـــــاقل انـــــدر ـــــ

[ سفيه ] شــــو بـايد بيــارم ايـن ور

با اينكه خيلي خيلي خستـه هم بـــود

خطاب بــــه بنده هاش دوبـاره فرمـــود

شمـــا عجب كلّـــه خــــرايي هستيد

بـــابــا عجب جـــــونـورايـي هستيـــد

شمر اگه بـــــــود آدولف هيتلــرم بود

خـنجــر اگـــــر بــود روو ِلــوِرم بــــود

حيفه كــــه آدم خودشو پير كنــــــه

و ســـوزنش فقط يـــه جـا گير كنــه

ميگيـد تومـاس من مسلمـون نبـــود

اهل نمــاز و ديـن و ايمــــون نبــــود

اولاً از كجـــــا ميگيــد ايـن حرفــــو ؟

در بيــــاريد كـلّــة زيــــر بـــرفــــــو

اون منــو بهتـر از شمـا شنـاختــــه

دليلشم اين چيزايــي كــه ساختـه

درسـتـــه گفتـه ام عبـــادت كنيــد

نگفتــــــه ام به خلـق خدمت كنيـد؟

تومـاس نه بُم ساخته نه جنگ كرده

دنيـــارو هم كلـّـــي قشنگ كــــرده

من يـــه چراغ كــه بيشتـر نداشتـم

اونم تـــو آسمونـا كــــار گذاشتـــم

توماس تو هر اتاق چراغ روشن كرد

نميدونيد چقــــد كمك به مــن كـرد

تو دنيـا هيچـكي بـي چـراغ نبـــوده

يا اگـرم بـوده ، تــــو بــاغ نبـــــــوده

خــدا بـراي حاجــي آتش افــــروخت


دروغ چرا يه كم براش دلم ســـوخت

طفلي تو باورش چه قصرا ســــاخته

اما بـــه اينجا كـــــه رسيده باختــــه

يكي مياد يــــه هاله ايي بــاهاشـــه

چقـــد بهش ميـــاد فرشتـــه باشــه

اومد رسيد و دست گذاش رو دوشم

دهـــانشـــــو آوُرد كنــــار گـوشــــم

گف:تو كه كلّه ات پرِقورمه سبزيست

وقتي نمي فهمي،بپرسي بد نيست

اونكـــه نشستـه يك مقــام والاست

متــرجمـــه ، رفيق حق تعالـــي ست

خـودِ خــــدا نيست ، نمـاينده شـــــه

مــــورد اعتماده شـــه بنــده شـــــه

خــــداي لم يلد كــــه ديدنــي نيس

صـداش با اين گوشـا شنيدني نيس

شمـــــــا زمينيـــا همــش همينيـــد

اونــــورِ ميـــزي رو خـــدا مـي بينيـد

همينجوري مي خواس بلن شه نم نم

گف : كـــه پاشو، بـايد بــري جهنــــم

وقتـي ديـدم منم گــــرفتار شــــدم

داد كشيــدم يــــه دفعـه بيدار شدم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 17:30  توسط ماشال  | 

آفلاین - اس ام اس و جوک !! -18 سال

ميدوني چقدر دوست دارم؟
.
.
.
به اندازه تارهاي موي سرت ضرب در تعداد نفس هات ضرب در تعداد ستاره هاي آسمون ضرب در صفر


اهل دانشگاهم
رشته ام علافي‌ست
جيب‌هايم خالي‌ست
پدري دارم حسرتش يک شب خواب!
دوستاني همه از دم ناباب
و خدايي که مرا کرده جواب

اهل دانشگاهم
قبله‌ام استاد است
جانمازم نمره
خوب مي‌فهمم سهم آينده من بي‌کاريست
من نمي‌دانم که چرا مي‌گويند
مرد تاجر خوب است و مهندس بي‌کار
وچرا در وسط سفره ما مدرک نيست
((چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد))
بايد از آدم دانا ترسيد
بايد از قيمت دانش ناليد

به دليل گران شدن اس ام اس انگليسي يا همون فينگليش از 16 تومان به 21 تومان و ارزان شدن

 اس ام اس فارسي از 16 تومان به 8 تومان روياي سهميه بندي اس ام اس نيز تحقق پيدا کرد

همه تبريک هات رو الان بفرست تا عيد دير ميشه


اگر 10 تا گل رز دستت گرفتي و رفتي جلوي آينه و ديدي 11 تاست، تعجب نکن...
اين نشون ميده که تو هم کوري هم کودني هم دچار توهم شدي!


دختر ده ساله چون بادام پوست کنده اي است بينندگان را ،

و پانزده ساله لعبتي است ، لعبت بازان را

و بيست ساله دختر نرم و لطيف و فربه است

و سي ساله مادر دختران و پسران است

و چهل ساله زالي است

و پنجاه ساله را با کارد بايد کشت

وبر شصت ساله نفرين مردمان و فرشتگان باد .!!!!!!!!!


مي دونيد فرق سوزن با کاه چيه؟
.
.
.
.
هميشه که جواب اين زير نيست يه بار مغز صفرخودتو به کار بنداز!!


اگه ميدونستي دستاي من چقدر به دستاي گرمت نياز داره

...

..

.

..

...

هيچوقت دستاتو تو دماغت نمي کردي


جديدترين ضرب المثل مي گويد:

يک ايراني اگر هواپيمايش سقوط نکند،

از حوادث رانندگي جان سالم به در ببرد،

آلودگي هوا زنده اش بگذارد و زلزله زير آوار له اش نکند،

حتماً از خوشحالي خواهد مرد !!


قابل توجه آقايان:

 با توجه به در نظر گرفتن قيمت جديد سکه ديه از مهريه ارزانتر است..

حالا تصميم با شماست


ديگه دستت رو توي دماغت نکن!

آخه ديروز با اين انگشت حماسه آفريدي!

ستاد انتخابات کشور!


اگه عاشق شدي و مي خواي به عشقت برسي به توصيه ي زير توجه کن

......

......

......

......

......

......

......

......

......

اي شيطون ، مچتو گرفتم حالا تعريف کن طرف کيه ؟


به اندازه قدم هايي که برداشته ام دوستت دارم
.
.
.
.
.
از طرف :فلج مادرزاد


شعارهاي جديد انرژي هسته اي:

انرژي هسته اي آزاد بايد گردد!

آمريکا در چه فکريه... ايران پر از هسته‌ايه

واي اگر انرژي هسته اي حق مسلم ماست

تا خون در رگ ماست... انرژي هسته اي حق مسلم ماست!

عقاب آسيا کيه ؟ ... انرژي هسته ايه


ما انرژي هسته اي ميخوايم ، يالا يالا ، حالا واي واي ، واي واي واي واي


ميدونى فرق تو با
آهن چيه؟

...

..

.

..

...

آهن زنگ ميزنه ولى توهمش پيامک ميفرستى!


بچه که بوديم دخترا عاشق عروسک بودند ، پسرا عاشق مرداي قوي
بزرگ که شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدند و پسرا عاشق عروسک!!!!


بعضي وقت ها اينقدر حواست به خودته و در آرزوهاي خودت غرقي که

يادت ميره يه نفر منتظرته تا

.

 .

.

.

.

.

.

.

از دستشويي بياي بيرون!!


به ترکه ميگن دلم هواتو کرده به انگليسي چي ميشه؟

ميگه:........My heart fuck your air


بيا پايين مي خوام يه چيزي بهت بگم



...

...
مي بيني اين پايين چقدر قشنگ تر از درخت نارگيله؟


هنگامي که به دست به آب! مي رويد آفتابه را با دست راست بگيريد و باپاي راست

وارد شويد،اگه اين کار رو نکنيد ياهو آيدي شما رو مي بنده !

اين رو به دوستانت هم بگوو.ياهو اين کار رو براي حذف آيدي هاي اضافه مي کنه.

هر کي هم که آفتابه نداشته باشه آيديش خودبخود حذف ميشه!

اگه اين پيغام رو براي ادليست ياهوت نفرستي تا آخر عمر مديوني!


اگه يه روز تنها شدي...
...
...
...
تا کسي نيست دستتو بکن تو دماغت، حالشو ببر!


و در پایان ماننده گذشته شاه جک این پست :

نصیحت برادرانه ماشال کاشونی به خواهران:

اگه يه موقع مورد حمله يک پسر قرار گرفتي شلوار اونو بکش پايين دامن خودتو بده بالا !

..

.

فکر بد نکن!

 آخه اينجوري تو ميتوني بدوي ولي اون نميتونه!

 


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 0:16  توسط ماشال  | 

بازم اس ام اس !!!

میگن توی اصفهان همه كاندیداها برای اینكه صرفه جویی كنن

پوستر تبلیغاتی چاپ نكرده بودن هر روز از یه درختی آویزون می شدن


چندنفر داشتن میرفتن کوه، سرپرستشون (که از قضا لکنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع می‌کنه

میگه: چ چ چ.... ملت اول یکم نگاش می‌کنن ببینن چی‌میخواد بگه،‌ بعد می‌بینن نمی‌تونه

حرفش رو بزنه، بی‌خیال میشن و راه میافتن، این بابا هم همه مسیر همینجور هی ‌میگفته

چ..چ..چ.. وقتی میرسن بالا میخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره میگه:

‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر یادم رفت!

ملت میگن ای بابا رودتر می‌گفتی، حالا باید برگردیم پایین! تو راه برگشت سر پرسته هی میگفته:

ش ش ش.. ولی ملت دیگه شاکی بودن و کسی توجه نمی‌کرده، وقتی می‌رسن پایین یارو بالاخره میگه:

ش..ش..ش..شو..شو..شوخی کردم


كدام عضو مرد است كه هیچ استخوانی ندارد، پررنگ است، دوست دارد تلمبه بزند و در

عشق بازی نقش مهمیدارد؟

...

...

...

...

...

...

اون عضو، «قلب» است، البته نظر شما هم محترم است .


اولین دوره المپیک لرها، موسوم به "لرمپیک" با رشته های زیر آغاز شد:

- شنای با مانع،

- کشتی پروانه،

- پرش روی نیزه،

- شیــــــــــرجه روی چمن،

-اسب سواری با سگ گله


If you fuck a girl , she loves you , If you love a girl ,

 she fucks you , love is a name , fuck is a game ,

 forget the name and play the game


ترکه هر شب تو خودش میشاشید , یه شب که نشاشید از خوشحالی رید!!!

ترکه کونش بزرگ بوده،

میگن چرا انقدر بزرگه؟

میگه آخه بچگیام پودر بچه نبوده بکینگ پودر مالیدن به کونم...


ترکه داشته می رفته ژاپن به دوستش می گه : چی می خوای از اونجا برات بیارم

دوستش می گه : اگه تونستی یه سنجاقک برام بیار

ترکه میره ژاپن و موقع برگشتن برا دوستش یه سنجاقک می گیره

میاد تو گمرک می بینه هر کی حیوان داره می گیرنش بعد سنجاقکو میفرسته تو شورتش

یه ربع بعد ملت می بینن این ترکه از حال رفت

میبرنش بیمارستان بعد که به هوش میاد ازش می پرسن چی شد که یهو بی هوش شدی ؟

می گه من سنجاقک و انداختم تو شورتم و اون اونجا اول فکر می کرد تخمهای من گردو هستن

و هی اونارو به هم می زد تا بشکنه و بهد فکر می کرد که سوراخه کون من لونشه ،

 هی می رفت تو میومد بیرون

جالبش می دونین کجاست ؟

می گن : نه

می گه می خواسته این گردوهارو ببره تو لونش


ta zarbolmasale ghazvini:

1)har ke k..nesh bish halash bishtar

2)k.ne sefid sare sorkh midahad bar bad

3)k..ne naghd beh az k..se nesye

4)ba k..n k..n kardan kamare adam khali nemishe

5)k..r tu k..n nemiraft candom be doresh mibast

6)k..n ra bahre kardan afaridan ridan bahanast

.....


az k..re man ta k..ne to

rahi be joz yek zip nist

delkhosh be un k..net nabash

k..ne to ham fabrik nist


شباهت زن با ایرانسل :

1. تو دست همه هست .

2. وقتی گرفتی می فهمی چقدر بدرد نخوره .

3. شبا تا صبح بهت حال میده .

4. همه پولاتو باید خرجش کنی .

اعمال پس ار چسیدن:

1-حفظ اعتماد به نفس

2-خیره شدن در چشم اطرافیان

3-تلاش در از بین بردن بو

7-ترک محل حادثه


زین پس بجای کلمه موبایل بگویید الت تماسلی

Eshgh Mesle Bassan mimoone

 

Sefid

 

Narm

 

Garm

 

Bozorg

 

Jazzab

 

Dooost DAshtanii

 

 

 

Akharesham Miri...e be Hame chizz


هیچوقت با دل یه دختر بازی نکن، یه دل که بیشتر نداره...

با سینه هاش بازی کن که 2 تا داره


زین پس بجای واژه نامانوس و مبتذل " زنیکه ج.. " بگویید:

" بانوی همگانی"


میدونی چرا  ک ا ن د و م  شفافه ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چون حالا كه اسـپرم ها به مقصد نمیرسن لا اقل از مناظر لذت ببرن !!
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:16  توسط ماشال  | 

با خوانندگان !!! همراه با ماشال کاشونی

با سلام خدمت دوست داران ماشال کاشونی

پس از 3 سال خدمتگزاری مخلصانه و خالصانه (!!!) در وبگاه بدکیدز دات بلاگفا

دات کام توسط مسئولین محترم مملکتی مورد لطف قرار داده شدیم و فیلتر گردیدبم !

اما از آنجا که وظیفه خطیری در امره بوجود آوردن گل لبخند بر لبان شما را دارم

شروع به کار در مشال دات بلاگفا کردم ، لذا مستدعی است دوستان خویش را

آگاه نموده تا از افاضات ما بهره مند گردند .

همچنین درخواست هایی شده به این مضمون که اولا اس ام اس فینگلیش بزار

خوب اگه سری به آرشیو بزنید هست ، اندازه قدتونم هست ، اگه جدید بازم گیرم

بیاد میزارم !! عده ای هم درخواست شعر چادر از ایرج میرزا رو داشتن که

اونم تو آرشیو هستن ، (اگه پیدا نکردی بازم بگرد!!)

در مورده تجدیده چاپ داستان قطار تایتانیک هم خیلی تقاضا داشتیم که اونم

 باید بگم ، قبلا انجام دادیم !! کجا هست ؟! (تو آرشیو!!!)

عده ای هم اومدن میگن داستان سکسی و عکس سکسی بزار !!

اینو دیگه باید بگم که کور خوندید ، اینجا رو اشتباهی گرفتین.. مگه اینجا

.... خونس ؟! همینجوریشم فیلتریم چه برسه از اینام بزاریم!!!

اگه بازم سوالی هست ، حرفی حدیثی چیزیه بگید ، اگه دلم خواست جواب میدم

پی نوشت :

حتما آگاه هستید که پایه و بنیان طنز این وبلاگ روی طنزهای بالای هجده سال

(+18) بنا نهاده شده، متولدین سال 69 وقبل از اون  ،

 پس اگر -18 هستی (برو گمشو بیرون!!!)

خیلی ممنون : حاج ماشال کاشونی !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:14  توسط ماشال  | 

اس ام اس های جدید New SMS Fingilish

zar bol masale rosi mige

ilokso nok loobahg mizza

yani to baram aziz tarini

jalebe age az akhar ham bakhonid be farsi hamon

mani romide


یك بابایی میخوره زمین دستش پیچ میخوره، منتها گشادیش میومده كه بره

دكتر نشونش بده. خلاصه دستش یك مدت همینجور درد میكرده، تا یك روز

 رفیقش بهش میگه این داروخونة سر كوچه یك كامپیوتر آورده كه صد تومن

میگیره، سر سه سوت هر مرضی رو تشخیص میده. یارو هم میگه:

 خوب دیگه صد تومن كه پولی نیست، بریم ببینیم چه جوریاست.

خلاصه میره اونجا، میبینه یك دستگاه گنده گذاشتن، جلوش یك شكاف داره،

روش نوشته: لطفاٌ اسكناس صد تومانی وارد كنید. یارو یك صد تومنی میگذاره،

یهو یك چیز قیف مانند میاد بیرون، میگه: نمونة ادرار!

طرف هم با خجالت میكشه بیرون و میكنه تو جناب قیف. بعد از دو سه دقیقه

تلق تولوق و بوق بوق، كامپیوتره یك تیكه كاغذ میده بیرون كه روش نوشته بوده:

یكی از تاندنهای دست شما پاره شده. باید یك هفته ببندینش و باهاش

كار سنگین نكنید تا خوب شه. یارو كف میكنه كه این لا مصب اینهمه چیز رو چطور ازادرار

آدم میفهمه؟! خلاصه كرمش میگیره كه ببینه میشه گولش زد یا نه.

فرداش یك شیشه مربا ورمیداره، تا نصف توش آب شیر میریزه، بعد میده

سگش توش ادراركنه، یك دونه از آدامسای دخترش رو هم میندازه توش،

آخر كاری هم یك تریپ ج... میزنه، یكم از آبش رو اضافه میكنه به معجون،

بعدم میره همون داروخونه، معجونش رو میریزه به جای نمونه ادرار.

كامپیوتره یك 15 دقیقه قیژ قیژ و دلنگ دلونگ میكنه،

بعد یك كاغد چاپ میكنه میده بیرون كه روش نوشته بوده:

-آب شیرتون آهك داره، باید لوله كش بیارید درستش كنه.

-سگت قلبش ناراحته، همین روزها تموم میكنه.

-دخترت حاملست، باید بری خر پسر طبقه پایینی رو بگیری.

-درضمن اگه بخوای همینجوری یك بند ج... بزنی، تاندن دستت هیچ وقت خوب نمیشه


امروز روز جهانیه س/ک/سه

تو هم مثل من این اس ام اس رو برای کسانی که کردی بفرست


تركه با زنش میره باغ وحش ، از كنار قفس الاغها كه رد می شن می بینن

 خره داره جفتگیری می كنه

زنه میگه : اهههههههههه چقده بزرگه !!!!

تركه میگه : اصلش همینه تازه ما با شما مدارا می كنیم


رشتیه با یكی دعواش میشه  فرار می كنه میره بالای درخت

طرف میگه بیای پایین زنتو می ..م ، خواهرتو  جر می دم و ...

رشنیه میگه : تو دروغ میگی ، می خوای من بیام پایین منو بزنی


به علت شیوع دوباره ی آنفلانزای مرغی قبل از هر تماس جنسی
تخ...های خود را به مدت 20 دقیقه بجوشانید


سوسكه مشروب میخوره مست میكنه میره تو حیاط داد میزنه

 میگه کسه  ننت دمپایی


خواهران در استادیوم:
با توجه به احتمال ورود خواهران به استادیوم فوتبال و ضرورت بازسازی

و اصلاح شعارهای برادران در استادیوم این شعاربه شرح زیر اصلاح شد:

.... شیر سماور،

 اگزوز خاور،

اوا دیدی خواهر،

رفت کجای داور؟


یارو میگوزه بچه هاش میزنن زیر خنده اشك تو چشماش حلقه میزنه

میگه خدایا این شاد یو از بچه های من نگیر


لره از كنار جن رد میشه...جن میگه بسم الله این دیگه كی بود


یه میخ میره عروسی اونقدر می رقصه پیچ میشه
ترکه و لره شطرنج بازی میکنند آخرش شاه دق میکنه

لغتنامه پسرا:

سلام : جوووووووووووون

چطوری؟ : اوپنی؟

حالت که خوبه؟ : پریود که نیستی؟

چیکار میکنی؟ : میدی یا نه؟

می بینمت : بالاخره میکنمت..


از قزوینی پرسیدند: پیکان بهتر است یا بنز ؟

قزوینی با قاطعیت گفت : پیکان از او پرسیدند : چرا ؟

 گفت : آخه پیکان آخرش ( کان ) دارد ولی بنز که آخرش (کان) ندارد!!!


به رشتیه میگن راههای جلوگیری از بچه دار شدن چیه؟

میگه بستن در و پنجره ها و قطع رابطه با اهالی محل.


تو هدیه ای هستی برای درد سینه

من عطر وجودت را برای شفا می بویم ای شلغم


هر کس زیر ما خوابید...راضی بلند شد
.

.

.

.
.
شما هم امتحان کنید
.

.

.

.

.
.
پتوی گلبافت



ترکه میره دبی که تو خیابون یه خانم خوشگل میاد جلو میگه سلام آقا خوبین ؟

ترکه که کلی جا خورده بوده میگه سلام ممنونم ... ببخشیدبه جا نیاوردم .

زنه میگه والا شما پدر یکی از بچه های من هستین .

ترکه یه کم فکر میکنه  میگه آهان شما همون جنده ای که من

و دوستم دو سال پیش بردیمش !!!

زنه میگه نه آقا من معلم ادبیات پسرتون هستم


اگه روزی پرنده رو سرت خراب کاری کرد ناراحت نشو

برو خدا رو شکر کن که گاو پرواز نمیکنه


تركه باباش میمیره میخواسته خاكش كنه جو میگیرتش باراندازش میكنه.


و آخرین جک مخصوص محسن جان !!

اگه تا حالا امتحان رانندگی ندادین زود برین بدین ،

چون قراره شرایطش رو سخت تر کنن

اگه هم دادین ، بیارین  جاش پماد بمالم  خوب شه

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:13  توسط ماشال  | 

سال 3000

 












 

 

 

از اینکه لحظاتی را با ما سپری کردید متشکریم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:32  توسط ماشال  | 

جک +18

جاهله با رشتيه دعواش ميشه،‌ جاهله گردن رشتيه رو ميگيره،

‌ رشتيه ميگه: اووو! اول خايه‌ها رو ول كن!


زنه ميره پرنده فروشي، ميگه: من يك طوطي باهوش ميخوام. يارو ميبردش جلوي يك قفس، ميگه:

 خانم اين باهوش ترين طوطيه كه من تاحالا ديديم.

زنه به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم! زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و

 ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه، تو چي ميگي؟! طوطيه ميگه: ميگم سلام جنده خانم!!

 زنه بهش بر ميخوره و ميگه: واه! چه طوطيه بي ادبي! من اينو نميخوام!

يارو فروشندهه ميگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشين. من دو هفته باهاش كار ميكنم،

اخلاقش درست ميشه. خلاصه زنه دو هفته بعد مياد،

 به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم. زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و

ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه تو چي ميگي؟! ميگه: ميگم سلا م خانم.

خوش اومدين آقا! زنه ميگه: اگه با دو تا آقا بيام چي؟! طوطيه ميگه: سلام خانم،‌ خوش آمدين

 آقايون! زنه ميگه: اگه با سه تا آقا بيام چي؟! باز طوطي همونو ميگه. خلاصه همينجو

ر تعداد آقايون زياد ميشه تا ميرسن به شيش تا آقا. يهو طوطيه شاكي ميشه،

ميگه: ببين محمود آقا! نگفتم خانم جندست!


خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه: اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت

 نشسته باشن،‌ بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟

 بچهه ميگه: هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي

 تير فرار ميكنن ديگه. معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت

خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه: خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟!

 معلمه ميگه: بپرس. پسره‌ ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه،

‌دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟!

 معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: خوب معلومه،‌ سومي! بچهه ميگه: نه...جوابتون درست نبود.

اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد!


عربه شرت خارجي ميپوشه، از پشت احساس غربت ميكنه!


يه عربه پاهاش پرانتزي بوده،‌ بهش ميگن چرا اين جوريه؟ ميگه حتماً موضوع مهمي بينشه!


آبادانيه داشته لب دريا راه ميرفته،‌ يه بسيجيه مياد بهش گير ميده‌ كه: تو چرا آستين كوتاه پوشيدي؟!

 آبادانيه ميگه: ولك تو به روح اعتقاد داري؟!

 بسيجيه ميگه: چرا مزخرف ميگي مردك؟! من دارم ميگم تو چرا لباس آستين كوتاه پوشيدي؟

 آبادانيه ميگه: ولك خوب بگو به روح اعتقاد داري؟

 بسيجيه ميگه: منو شاكي نكن! دارم بهت ميگم چرا آستين كوتا پوشيدي؟

 باز آبادانيه ميگه: خوب ولك سوال سختي كه نيست، تو به روح اعتقاد داري يا نه؟

 بسيجيه شاكي ميشه، ميگه: دارم،‌ منظور؟ آبادانيه ميگه:خوب كيرم تو روحت! هوا گرم ديگه!


تركه و رشتيه ميخواستن يك حالي باهم بكنند، اول رشتيه مشغول ميشه.

تركه هم حس رفاقاتش گل ميكنه، با خودش ميگه: بگذار يك حالي بهش بدم.

 شروع ميكنه بلند بلند داد زدن كه: آره...بكن عزيزم... فشار بده... محكم‌تر... جرم بده..

خورده شيشه بريز.. پارم كن!!

يهو رشتيه ميشكه بيرون، شروع ميكنه دويدن! تركه ميپرسه: كجا ميري؟!

رشتيه ميگه: تو با كون خودت اين ريختي تا ميكني، با كون من ميخواي چيكار كني؟!


تو رشت زلزله مياد، رشتيه دوازده روز ميگرده تا زنشو پيدا كنه!...

آخه نميدونسته زير كدوم آوارو بايد بگرده!


رشتيه براي بار اول تو زندگيش اتوبوس دو طبقه ميبينه، ميره جلو از رانندش ميپرسه:

 آقاجان، اين اتوبوس كجا ميره؟ شوفره ميگه: انقلاب. رشتيه يكم مكث ميكنه،

ميپرسه: ببخشيد، طبقه دومش كجا ميره؟! شوفره فكر ميكنه طرف سر كارش گذاشته،

 برميگرده ميگه: ميره به كس ننه تو! رشتيه با تعجب ميگه: اووو!

يعني شركت واحد به اونجا هم خط گذاشته؟!


بچه تخسه از مامانش ميپرسه: مامان جون، اين ممد طبقه پاييني از كجا اومده؟

مامانه ميگه: يه روز بابا-مامانش يه كدو خريده بودن،‌ وقتي بريدنش ممد از توش دراومد.

بچهه باز ميپرسه: پس اين عباس طبقه بالايي از كجا اومده؟ مامانش ميگه: اونم مامانش يه كلم

خريده بود،‌ وقتي وازش كرد، عباس توش بود. بچهه يه سري تكون ميده، ميگه:

عجب! پس فقط تو طبقه ما بكن‌بكنه!


زنه رشتيه هركار ميگرده ارضا نميشده، آخرش ميره سكس‌شاپ، ميگه: ببخشيد من يك كير

مصنوعي ميخواستم. فروشنده اشاره ميكنه به ويترين پشت سرش ميگه: كدوم يكي رو

ميخواين؟ زنه يكم فكر ميكنه، ميگه: اون قرمزه رو. فروشندهه ميگه، ببخشيد خانوم،

ما كير قرمز نداريم! زنه اشاره ميكنه ميگه: اوناها بابا، اون قرمزه بالا سمت چپ.

 مرده يك نگاهي ميكنه، ميگه: شرمنده خانوم كپسول آتشنشانيمون فروشي نيست!


عربه سوار تاكسي ميشه، ميشينه كنار يك دختره آخر تيكه. يك مدت ميگذره، برميگرده به دختره

 ميگه: ببخشيد خواهر، يك سوال جنسي داشتم! دختره ميگه:خفه شو كثافت نكبت!

باز يك مدت ميگذره، باز عربه ميپرسه: ببخشيد، ميتونم يك سوال جنسي بپرسم؟!

دختره ميگه: گمشو سوال جنسي رو برو ازون ننه قحبت بپرس! خلاصه عربه اونقدر گير ميده

تا آخر دختره حوصلش سر ميره، ميگه: بپرس ببينم چه مرگته؟!

عربه ميگه: شرمنده خواهر، جنس اين شلوارتون چيه؟!


كرده ميخواسته واسه چراغ قوه‌ش باطري بخره، چراغ قوه رو ميگذاره تو جيبش ميره بقالي،

 اشاره ميكنه به جيب شلوارش ميگه: قوه‌شو داري؟

 بقاله يك نگاه به جيب قلنبه يارو ميكنه، جفت ميكنه ميگه: نه به جون تو نه قوه‌شو دارم، نه بُنيه‌شو!


رشتيه ميره دكتر، ميگه اقاي دكتر من هشت تا بچه دارم، ديگه نميخوام بچه دار بشم.

چيكاركنم؟ دكتره ميگه: خوب عزيزجان، موقع عمل كاندوم مصرف كن.

رشتيه ميگه: آقاي دكتر سر دو تاي اول كاندوم مصرف كرده بودم، ولي بچه دار شديم.

دكتره ميگه: خوب به خانمت بگو قرص مصرف كنه. رشتيه ميگه: سر دوتاي بعدي هم خانم

قرص مصرف كرد ولي باز بچه دار شديم. دكتره ميگه: به خانمت بگو ديافراگم بگذاره.

رشتيه ميگه: سر دوتاي بعدي هم همين كارو كرديم ولي باز فايده نداشت.

دكتره شاكي ميشه، ميگه: خوب بابا كون لقت! اصلا نكنش!!

رشتيه ميگه: والله آقاي دكتر سر دوتاي آخر اصلاً نكرده بوديم!


يارو زن اينكارهه ميره دكتر زيبايي، ميگه: آقاي دكتر، بيزحمت دور نافم يكم مو بكاريد!!

دكتره كف ميكنه، ميگه: خانم همه ميان اينجا موهاي اضافه بدن رو بسوزونن،

شما اومدين دور نافتون مو بكاريد؟!

زنه ميگه: والله اقاي دكتر ديديم كار و كاسبي خوبه، گفتيم يك شعبه هم بالاتر بزنيم!


دو تا تركه ميرن سوراخ لايه اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور!


تركه عروسي ميكنه، هفته بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر، ميگه: آقاي دكتر!!

 ما بچه‌دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟

تركه ميگه: يك هفته‌ست!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين كسه مايكروويو كه نيست!


بهناز و فولاد داشتن باهم حال ميكردن، فولاد به بهناز ميگه: بهناز ساك بزن!

بهناز ميگه: ااا.. فولاد... مگه من دزدم؟!


تركه با دوتا از رفقاش تو كافه نشسته بودن، هر سه تا هم دستتاً دمق!

 خلاصه شروع ميكنن به درد دل، اول يكي از رفيقاش ميگه: ديروز تو كيف دخترم يك بسته

سيگار پيدا كردم، آي حالم گرفته شد. تاحالا فكرشم نميكردم كه دخترم سيگاري باشه.

اون يكي رفيقش ميگه: بابا اين كه چيزي نيست، من پريروز تو كيف دخترم يك بست حشيش

پيدا كردم، ازون موقع تاحالا فقط ميخوام بميرم! عمري فكر نميكردم دخترم عملي باشه.

تركه يك آه از ته دل ميكشه، ميگه: بابا اينا كه چيزي نيست. من ديروز تو كيف دخترم يك بسته كاپوت

 پيدا كردم. تا امروز فكرشم نميكردم كه دخترم كير داشته باشه!


يك بابايي دوتا كس بلوچ بلند ميكنه، ميبره خونه. اونجا بهشون ميگه: شما دوتا تو اين اتاق لخت

شيد تا منم آماده شم. خلاصه خودش ميره تو اتاق بغلي، لباساشو در مياره و يك فروند كاندوم

فرد اعلا هم ميكشه رو حضرت معامله و برميگرده تو اتاق. تا مياد تو، يكي از كسا برميگرده به اون

 يكي ميگه: اوره ماه پري سيل كن چون نوكين كيري داره آنگه‌ش پلاستيك در نبوته!!

 (الترجمه الپارسي(!): ماه‌پري ببين چه كير نويي داره، هنوز از پلاستيك در نيومده!!!)


قزوينيا يك ماهواره ميفرستن فضا كه دنبال سوراخ لايه ازون بگرده!


يك بابايي ميخواسته زن بگيره، منتها طرف آخر ادعاي غيرت بوده و ميگفته:

كسي كه بخواد زن من شه، بايد چشم و گوشش بسته باشه!

روش تشخيص چشم و گوش بستگي حضرت آقا هم اين بوده، كه هرجا ميرفت خواستگاري،

ايشون ميگفته من بايدتو خلوت با دخترتون صحبت كنم. توي خلوت هم ايشون معاملشو

 در مياورده و از دختر مردم ميپرسيده: اسم اين چيه؟ خوب البته تو اين دوره و زمونه هم كه

بچه هشت ساله هم ميدونه اسم اون چيه، نتيجتاٌ هرجا ميرفته، دختره ميگفته: اين كــيـــره!!

و طرف هم شاكي ميشده كه: نه! من اين دختر رو نميخوام! خلاصه يكي دوسال اين وضع

خواستگاري ادامه داشته، تا يك بار ميره يك جا خواستگاري و وقتي نوبت به مراسم كيرشناسي

ميرسه، دختره ميگه: اين شوشوله!

مرده خيلي حال ميكنه،با خودش ميگه: اين همونيه كه من ميخوام! دختر بايد اينجوري چشم و

گوش بسته باشه. خلاصه ازدواج ميكنند و آخراي ماه عسلشون، يك شب مرده با خودش ميگه:

الان ديگه وقتشه كه خانوم بدونه اسم اين چيه!

خلاصه ميره پيش خانومش و جناب معامله رو ميكشه بيرون و ميگه: عزيزم يادته وقتي اومدم

خواستگاريت، ازت پرسيدم اسم اين چيه، تو گفتي شوشول؟

دختره ميگه: آره عزيزم، يادمه. مرده ميگه: عزيزم اسم اصلي اين كيره نه شوشول! دختره هم ميگه:

عزيزم، من خودم ميدونم كير چيه. ولي جلو كيرهايي كه من ديدم، اين همون شوشوله!


پسره شب خونشون خالي بوده، زنگ ميزنه دوست‌دخترش بياد. خلاصه دوتايي ميشينن و پسره

ضمن لاس زدن با خانم، نم‌نمك عرق سگي هم مينداخته بالا. يكي دو ساعتي ميگذره و حاج آقا

پاك مست ميكنه و آمپر حشر هم ميزنه بالا و يهو ميره واسه زير يخم حاج خانوم!!

بعد يك ربع آخ و اوخ و آه و اوه، پسره عرق ريزان بلند ميشه، خيلي ناراحت و دمغ ميگه:

عزيزم، به خدا اگه ميدونستم پرده داري، بهت دست نميزدم!!

دختره هم با هزار بدبختي بلند ميشه ميگه: آره نكبت!

منم اگه ميدونستم ميخواي همچين كاري باهام بكني، لااقل شلوار لي‌مو در مياوردم!


دوتا خانم روي صندلي عقب يك تاكسي نشسته بودند و درباره دوست پسرهاشون صحبت مي‌كردند.

اولي به دومي مي‌گه: علي رو كه مي‌شناسي، تازگيها لاپات (منظور خط ريش بلند) گذاشته خيلي

بهش مياد.... دومي هم مي‌گه آره رضا رو هم كه مي‌شناسي، اونم لاپات گذاشته و...

يارو راننده كف مي‌كنه مي‌گه حالا كه سنگ مفته بزار ما هم يه سنگي بندازيم شايد خورد به

هدف... برمي‌گرده به خانوما مي‌گه: ببخشيد آبجي، ما هم ميتونيم لاپات بزاريم.

يكي از خانوما مي‌گه: بعله كه مي‌تونين، فقط بايد يك كمي بزارين بلندشه!

راننده هم مي‌گه: آبجي به خدا رسيده به داشبورد، ديگه از اين بلندتر نمي‌شه!؟


يك خانمي يك سگي داشته به نام توتر. يك شبي ايشون (منظور خانومست نه سگه!)خوابيده

بودن، كه يك بابايي مياد تو خونه دزدي. خلاصه يارو همه خونه رو ميگرده و محض رضاي شيطان،

يك آفتابه بدرد بخور هم پيدا نميكنه! جناب دزد خيلي شاكي ميشه، آخر ميره تو اتاق خواب ميبينه،

يك خانم نسبتاٌ پا به سن گذاشته‌اي رو تخت خوابيده. با خودش ميگه: كس‌عمش!

حالا كه قراره دست خالي برگرديم، لا اقل بگذار يك حالي بكنيم!

خلاصه ميپره رو زنه و يالله مشغول كار خير ميشه. زنه هم تو همون حال خواب و بيدار،

داد ميزنه، تــــوتــــر! برو تـوتـر! دزده بدبخت عرق ريزان ميگه: آبجي والا ديگه ازين توتر نميره!


بچه خوشگله موبايل بسته بوده كمرش، قزوينيه ميبينه، ميگه: وااااي!

ببم جان براش اف‌اف هم گذاشتي؟!


عربه گلوش پيش يك دختره گير كرده بوده، منتها دختره هچ رقم با عربه حال نميكرده و طرف

هرچي ميومده خواستگاري، دختره هربار يك بهانه تخمي ميگيرفته و جواب رد ميداده.

خلاصه آخر باباي دختره ميگه: ببين دخترجان، من ديگه روم نميشه واسه اين بدبخت يك دليل

بيخود سرهم كنم. خودت بشين باهاش صحبت كن، بهش بگو مشكلت چيه.

خلاصه دختره و عربه رو ميشونن تو يك اتاق، دختره ميگه: شوهر من بايد پنج تا قصر برام بخره!

عربه ميگه: چشم عرب كور، ميخره! دختره ميگه: شوهر من بايد يازده تا بنز آخرين

سيستم زير پام بگذاره. باز عربه ميگه: چشم عرب كور، ميگذاره! دختره ميگه:

شوهر من بايد از گل نازك‌تر بهم نگه. عربه ميگه: چشم عرب كور، نميگه. خلاصه دختره

هرچي ميگه، عربه قبول ميكنه، آخر دختره شاكي ميشه، ميگه بگذار يك چيزي بگم كه

عمري نتونه، ميگه: شوهر من بايد معاملش يك متر و سي سانت باشه!

عربه خيلي ناراحت ميشه، يكم من و من ميكنه، آخر سرشو تكون ميده، يك آهي ميشكه،

ميگه: چشم عرب كور، ميبره!


تركه خانوم بلند ميكنه، ميبره مهديه، شروع ميكنه به كار خير!! سر سيم ثانيه مامورا ميريزن،

خرشو ميگيرن، ميگن: مرتيكه بي ‌همه چيز! اين چه گهيه كه داري اينجا ميخوري؟!

تركه شاكي ميشه، ميگه: ايلده مگه خودتون صبح تا شب تو تلوزيون نميگيد: مكان، مهديه تهران؟!


پسر دهاتيه تازه اومده بوده تهران، همون روز اول تو ولي‌عصر چشمش ميافته به يكي ازين

شاه‌كساي ناب تهران با هفت قلم آرايش (ازون تريپايي كه موقع راه رفتن ماتحت مبارك ميدون

 آزادي رو دور ميزنه!!) خلاصه پسره مياد جلو، خيلي مودب ميگه: ببخشيد... جسارتاٌ

عرضي داشتم. دختره ميگه: بفرماييد. پسره آب دهنشو قورت ميده، ميپرسه: ببخشيد،

اين دوست دختر كه ميگن شماييد؟!


رشتيه به زنش ميگه: خانم جان، يك قرص وياگرا بده، امشب يك حال اساسي بكنيم!

زنش ميگه: اووو! فقط دو تا قرص مونده، اونم مال مهموناست!


ملكه انگليس داشته از يك بيمارستان بازديد ميكرده، وارد يك اتاق ميشن، ميبينن مريضه داره

رو تخت جلق ميزنه! ملكه جا ميخوره از رئيس بيمارستان ميپرسه: اوه! آقا خواهش ميكنم

بفرماييد اين چه وضعيتي است؟ رئيس بيمارستان جواب ميده: چيزه! بله! ببخشيد!

يادم اومد. اين مريض ميزان ترشح اسپرمش خيلی زياده، اگر روزي 5 بار تخليه نكنه حالش

وخيم ميشه! ملكه ميگه: عجب! حالا فهميدم! خلاصه ازونجا رد ميشن،

تو بخش بعدي وارد يك اتاق ميشن، ميبينن يك پرستاره داره براي يك مريض ساك ميزنه!

ايندفعه قبل ازينكه ملكه سئوال كنه، دكتره ميگه: اين مريض هم همون مشكل رو داره،

ولي اين بخش خدمات بهتري ارائه ميده!


ميخواستن بن لادن (يا يك كله خري شبيه اون!) رو شكنجه بدن، از ملت نظر خواهي ميكردن

كه چيكارش كنند. نظر تركه رو ميپرسن، ميگه: ايلده سر يك ميله رو داغ كنيد،

خوب كه سرخ شد، از طرف سردش بكنيد تو كونش!! ملت كف ميكنن، ميپرسن:

حالا چرا از طرف سردش؟! تركه ميگه: تا هركي خواست درش بياره، دستش بسوزه!


از قزوينيه ميپرسن: از كدوم بازيكن فوتبال خوشت مياد؟ ميگه: اليور كان!

میگن چه ماشینی ؟ میگه پیکان

میپرسن چه شهری ؟ میگه اردکان

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 16:20  توسط ماشال  | 

عفت اجتماعی

سلام عزيزم، من بابا هستم ... ماماني نزديک تلفن است؟

نه بابا. او با عمو
فرانک طبقه بالا است.

« مکث کوتاه»....

بابا گفت: اما عزيزم تو که عمو فرانک نداري!

-
چرا دارم الان هم با مامان طبقه بالا است.

بابا گفت: ببين عزيزم بيا
يه بازي کنيم. گوشي را بگذار بعد برو در اتاق خواب را بزن و به
مامان بگو بابا خونه است.

- باشه
بابايي.

چند دقيقه بعد دختر کوچولو برگشت

-: بابا همين کاري که گفتي کردم.

- خوب بعدش چي شد؟

- مامان از روي تخت پريد پايين و با جيغ و داد اين طرف و اون طرف مي دويد که

يکدفعه قاليچه از زير پاش در رفت و از پله ها افتاد پايين.
الان هم هيچ تکوني نميخوره.

- آخ آخ عزيزم ببخشيد. عمو فرانک چي شد؟

- عمو فرانک از پنجره پريد تو استخر ... اما يادش رفته بود که تو بخاطر زمستون

آب استخر را خالي کرده بودي، محکم خورد کف استخر و اون هم
الان تکون نميخوره.



مکث طولاني.....



بابا پرسيد: استخر؟؟ ببينم اونجا شماره 703-597 است؟

- نه.

- ببخشيد شماره رو اشتباه گرفتم.!!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 15:33  توسط ماشال  |